بيترديد رمز بقاي انقلاب اسلامي همان رمز پيروزي است؛ و رمز پيروزي را ملت ميداند و نسلهاي آينده در تاريخ خواهند خواند كه دو ركن اصلي آن: انگيزة الهي و مقصد عالي حكومت اسلامي؛ و اجتماع ملت در سراسر كشور با وحدت كلمه براي همان انگيزه و مقصد.
اينجانب به همة نسلهاي حاضر و آينده وصيت ميكنم كه اگر بخواهيد اسلام و حكومت الله برقرار باشد و دست استعمار و استثمارگرانِ خارج و داخل از كشورتان قطع شود، اين انگيزة الهي را كه خداوند تعالي در قرآن كريم بر آن سفارش فرموده است از دست ندهيد؛ و در مقابل اين انگيزه كه رمز پيروزي و بقاي آن است، فراموشي هدف و تفرقه و اختلاف است. ...
من با جرأت مدعي هستم كه ملت ايران و تودة ميليوني آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسولالله ـ صليالله عليه و آله ـ و كوفه و عراق در عهد اميرالمؤمنين و حسين بن علي ـ صلوات الله و سلامه عليهما ـ ميباشند. ...
اما امروز ميبينيم كه ملت ايران از قواي مسلح نظامي و انتظامي و سپاه و بسيج تا قواي مردمي از عشاير و داوطلبان و از قواي در جبههها و مردم پشت جبههها، با كمال شوق و اشتياق چه فداكاريها ميكنند و چه حماسهها ميآفرينند. و ميبينيم كه مردم محترم سراسر كشور چه كمكهاي ارزنده ميكنند. و ميبينيم كه بازماندگان شهدا و آسيب ديدگان جنگ و متعلقان آنان با چهرههاي حماسهآفرين و گفتار و كرداري مشتاقانه و اطمينان بخش با ما و شما روبهرو ميشوند. و اينها همه از عشق و علاقه و ايمان سرشار آنان است به خداوند متعال و اسلام و حيات جاويدان. در صورتي كه نه در محضر مبارك رسول اكرم ـ صليالله عليه و آله و سلم ـ هستند، و نه در محضر امام معصوم ـ صلوات الله عليه. و انگيزة آنان ايمان و اطمينان به غيب است. و اين رمز موفقيت و پيروزي در ابعاد مختلف است. و اسلام بايد افتخار كند كه چنين فرزنداني تربيت نموده، و ما همه مفتخريم كه در چنين عصري و در پيشگاه چنين ملتي ميباشيم.
و اما در دانشگاه نقشه آن است كه جوانان را از فرهنگ و ادب و ارزشهاي خودي منحرف كنند و به سوي شرق يا غرب بكشانند و دولتمردان را از بين اينان انتخاب و بر سرنوشت كشورها حكومت دهند تا به دست آنها هرچه ميخواهند انجام دهند. اينان كشور را به غارتزدگي و غربزدگي بكشانند و قشر روحاني با انزوا و منفوريت و شكست قادر بر جلوگيري نباشد. و اين بهترين راه است براي عقب نگهداشتن و غارت كردن كشورهاي تحت سلطه، زيرا براي ابرقدرتها بيزحمت و بيخرج و در جوامع ملي بيسر و صدا، هر چه هست به جيب آنان ميريزد.
پس اكنون كه دانشگاهها و دانشسراها در دست اصلاح و پاكسازي است، بر همة ما لازم است با متصديان كمك كنيم و براي هميشه نگذاريم دانشگاهها به انحراف كشيده شود؛ و هر جا انحرافي به چشم خورد با اقدام سريع به رفع آن كوشيم. و اين امر حياتي بايد در مرحلة اول با دست پرتوان خود جوانان دانشگاهها و دانشسراها انجام گيرد كه نجات دانشگاه از انحراف، نجات كشور و ملت است.
و اينجانب به همة نوجوانان و جوانان در مرحلة اول، و پدران و مادران و دوستان آنها در مرحلة دوم، و به دولتمردان و روشنفكران دلسوز براي كشور در مرحلة بعد وصيت ميكنم كه در اين امر مهم كه كشورتان را از آسيب نگه ميدارد، با جان و دل كوشش كنيد و دانشگاهها را به نسل بعد بسپريد. و به همة نسلهاي مسلسل توصيه ميكنم كه براي نجات خود و كشور عزيز و اسلامِآدم ساز، دانشگاهها را از انحراف و غرب و شرقزدگي حفظ و پاسداري كنيد و با اين عمل انساني ـ اسلامي خود دست قدرتهاي بزرگ را از كشور قطع و آنان را نااميد نماييد. خدايتان پشتيبان و نگهدار باد.
و وصيت من به همه آن است كه با ياد خداي متعال به سوي خودشناسي و خودكفايي و استقلال، با همة ابعادش به پيش، و بيترديد دست خدا با شما است، اگر شما در خدمت او باشيد و براي ترقي و تعالي كشور اسلامي به روح تعاون ادامه دهيد.
با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد و ضميري اميدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوي جايگاه ابدي سفر ميكنم. و به دعاي خير شما احتياج مبرم دارم. و از خداي رحمان و رحيم ميخواهم كه عذرم را در كوتاهي خدمت و قصور و تقصير بپذيرد.و از ملت اميدوارم كه عذرم را در كوتاهيها و قصور و تقصيرها بپذيرند. و با قدرت و تصميم اراده به پيش روند و بدانند كه با رفتن يك خدمتگزار درسدّ آهنين ملت خللي حاصل نخواهد شد كه خدمتگزاران بالا و والاتر در خدمتند، والله نگهدار اين ملت و مظلومان جهان است. بخش کوچکی از وصیت نامه ی امام (ره)
....وقتي امام (ره) فوت كرد، همه گرد امام بودند. من، فرزندان، خانواده و همه بودند. همه ناراحت بودند، آن موقع آقايان خامنهاي، رفسنجاني، ميرحسين موسوي و آقاي موسوي اردبيلي بودند. دوستان دفتري و خانواده، مرحوم حاج احمد آقا حضور داشتند. مسئولين ديگر هم بودند. ما كارهايمان را در لحظات آخر انجام ميداديم و افراد هم براي ملاقات ميآمدند. در همان ايامي كه امام مريض بود، آقاي رفسنجاني و خامنهاي و فكر ميكنم آقاي موسوي و اردبيلي آمدند و هر چهار نفر كه مسئولين جاهاي مختلف بودند، خدمت امام رسيدند، امام به آنها گفت: «با هم باشيد كسي نميتواند به شما غلبه كند»، يعني اتحاد را به آنها متذكر شدند. هر جمله امام پند بود. اين اتحاد ميتواند در منزل يا در كار يا در مملكت باشد.
دكتر عارفي، پزشك امام
پ.ن
۱. فقدان امام خیلی سخته ، هیچ وقت صدای آقای حیاتی از ذهن و دلم پاک نمیشه صبح اون روز ، با اینکه هفت سال بیشتر نداشتم ، فقط یادمه اون زمان اصلا دلم نگرفت ، ولی بعدها که بزرگ تر شدم ... مثل الان دلم دردمند ِ ...
۲.یادش سبز
------------------------
فاطمه(س)
ای رسول خدا! دلم خون وخسته است و غصه ام دائم و پیوسته. چه زود خدا میان ما جدایی انداخت . من از این فراق فقط به خدا می توانم شکایت کنم . دخترت به تو خواهد گفت که چگونه امتت علیه من همدست شدند و چگونه حق او را غصب کردند. از او سوال کن ، ماجرا را از او بپرس. ....وای ،وای از این مصیبت. چه می توانم بکنم جز صبر. بهتر از صبر چیست در این وانفسای مصیبت.
فاطمه جان ! اگر ترس از استیلای دشمن بر ما نبود ،قبر تو را اقامتگاه جاودان خودم می کردم وشیوه ی اعتکاف برمی گزیدم و همچون مادران جوان مرده براین مصیبت زار می زدم .
یارسول الله ! ببین که دخترت در پیش چشم تو مخفیانه به خاک سپرده شد ،حقش پایمال و ارثش تاراج گردید ،در حالی که چیزی از رفتن تو نگذشته بود ویاد تو کهنه نشده بود .
سلام و رحمت و برکت خدا بر تو وفاطمه ی تو ای پیامبر خاتم ! ای رسول خدا !
سید مهدی شجاعی
یاحق
+
نوشته شده در سه شنبه
1387/03/14 ساعت 6:48 قبل از ظهر توسط روزنه
|